تبليغاتX
!!! Naked Mac of Evil !!!
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
خواهش میکنم ازت. به پات می افتم !
اونجایی خدا ؟؟
میدونی بابا بزرگمو از تو میخوام!
درست . من آدم و خوبی نبودم
اما تو که میگی خوبی و مخلوقاتت رو دست داری چی ؟
میای یه قول و قراری بزاریم ؟؟
اگه بابا بزرگمو بهم دادی که دمت گرم.یه خانواده رو شاد کردی.
منم قول میدم که کاملا" تغییر کنم !
قول قول
اما اگه نه که. . .
من ازت نا امید میشم
درست دشمن بودم اما خودت میدونی که بعضی اوقات ازت کمک هم می گرفتم.
اما این بار زیر سوال میری
شاید برات ارزش نداشته باشی زیر سوال بری یا نه
اما شادی بندت چی ؟؟
تو که دوست داری ماها شاد باشیم
خواهش میکنم کمکش کن
با یه تیر دو نشون میزنیا
هم من عوض میشم هم کل خونوادمون و شاد می کنی.

 میخوای منو بگیر !! اما اون بمونه ! میدونی که زندگیم ارزش نداره واسم. اون با ارزش تره !

مرسی
دشمن !

-------------------

پ.ن: خودت دادی. اما فعلا" نگیر ! تورو به خودت قسم !

+ نوشته شده در 21:19 توسط EnEmY.