
موجودات شب همیشه تنها بوده اند. تیره بباشی گر به شب تن سایی. ما نیز دنبال رفاقت
پیش ترها گشته ایم. همیشه وقتی به نداشته ای می رسی که شوقش در دلت مرده باشد. مثلا
همین فلانی و چترش. اصلا به کسی که نمی خواهد تجاوزت کند شک کن. تجاوز که می گویم
یعنی خاک. ریمل که نزنی راحت تر می توانی دنیا را راه بروی. از خاک بودی نه ؟ بر
بکش از ارتباطمان این حجاب ظلمانی. مثلا زیر باران و فنجان های قهوه. بگو که تقصیر
تو نیست اینکه زندگی این گونه ست. ابرهای نارنجی می آیند. دستانت را بسپار به من.
از خاک بودی نه؟ فرا شو ز خود تا به خاک پلک نآرایی.